جلال الدين الرومي

152

فيه ما فيه ( فارسى )

و ضعف او با آن « 1 » تحسين قوّت مىگيرد و همچنان به تدريج تعليم مىكند و مدد مىيابد . ان شاء اللّه تعالى « 2 » اميدواريم كه امير را حق تعالى مقصودها « 3 » ميسّر گرداند و هرچ « 4 » در دل دارد و آن دولتها را نيز « 5 » كه در دل ندارد و نمىداند كه چه چيزست كه آن را بخواهد ، اميد است آنها نيز ميسّر شود كه چون آن را ببيند « 6 » و آن بخشش‌ها به وى رسد ازين خواست‌ها و تمنّاهاى اوّل شرمش آيد كه « چنين چيزى مرا در پيش بود به وجود چنين دولتى و نعمتى اى عجبا « 7 » من آن‌ها را چون تمنّا مىكردم ؟ » شرمش آيد . اكنون عطا آن را گويند كه در وهم آدمى نيايد « 8 » و نگذرد زيرا هرچه در وهم او گذرد اندازهء همّت او باشد و اندازهء قدر او باشد . امّا عطاى حق اندازهء قدر حقّ باشد . پس عطا « 9 » آن باشد كه لايق حقّ باشد نه لايق وهم و همّت بنده كه ما لا عين رأيت و لا اذن سمعت و لا خطر على قلب بشر 275 . هرچند كه آنچه تو توقّع دارى « 10 » از عطاء من چشم‌ها آن را ديده بودند و گوش‌ها جنس آن شنيده بودند . در دل‌ها جنس آن‌ها « 11 » مصوّر شده بود امّا عطاء من بيرون آن همه باشد « 12 » .

--> ( 1 ) . ح : و ضعيف نشود و به آن ( 2 ) . ح : ( تعالى ) ندارد ( 3 ) . ح : مقصودهاى او را ( 4 ) . ح : هرچه در دل دارد و هرچه مىخواهد و آن چيزها را نيز و دولتها را ( 5 ) . ح : ( نيز ) ندارد ( 6 ) . ح : افزوده : و مطالعه كند ( 7 ) . ح : اى عجب ( 8 ) . ح : آن نيايد ( 9 ) . ح : عطاى حق ( 10 ) . ح : مىداشتى ( 11 ) . ح : آن ( 12 ) . ح : آن جمله باشد و وراى آن همه